قاسمی که هست، قاسمی که نیست

2

کندوکاوی در مبانی روایت مستند، بررسی و تطبیق مسائل ان بر کتاب قاسم به روایت مرتضی سرهنگی

خلاصه نقد احمد شاکری

تعریف و جایگاه کتاب

کتاب «قاسم؛ به روایت مرتضی سرهنگی» اثری در حوزه ادبیات مستندنگار و زندگی‌نامه‌ای است که با محوریت شخصیت و حیات سیاسی–اجتماعی حاج قاسم سلیمانی شکل گرفته است. این کتاب نه صرفاً یک زندگی‌نامه خطی، بلکه تلاشی برای ارائه روایتی جامع از یک شخصیت تاریخی معاصر است که در مقاطع مختلف انقلاب اسلامی، دفاع مقدس و تحولات منطقه‌ای نقش‌آفرینی کرده است. اثر، هم‌زمان میان دو مطالبه مهم در زندگی‌نامه‌نویسی حرکت می‌کند: تمامیت (جامعیت زمانی) و نمایش (جزئی‌نگری روایی)؛ تنشی که ستون فقرات نقد و تحلیل کتاب را شکل می‌دهد.


اهمیت کتاب و جایگاه آن

«قاسم» در بستر موج فزاینده آثاری نوشته شده که به روایت شخصیت حاج قاسم سلیمانی پرداخته‌اند، اما امتیاز اصلی آن، اتکای جدی به روایت اول‌شخص و تلاش برای مستند ماندن روایت است. کتاب به‌عنوان اثری برگزیده در جایزه جلال آل‌احمد، جایگاهی قابل‌اعتنا در ادبیات مستند انقلاب اسلامی یافته و نشان‌دهنده اهمیت آن در فضای رسمی و ادبی کشور است.


نویسنده و منطق تدوین

مرتضی سرهنگی، به‌عنوان یکی از چهره‌های شناخته‌شده ادبیات دفاع مقدس، در این اثر نقش تدوین‌گر و سامان‌دهنده روایت را بر عهده دارد، نه صرفاً نویسنده به معنای کلاسیک. او کوشیده است میان داده‌های پراکنده، روایت‌های شفاهی، خاطرات محدود ثبت‌شده و اقتضائات زندگی‌نامه‌نویسی تعادلی برقرار کند. همین رویکرد سبب شده که کتاب بیش از آن‌که اثری داستانی باشد، متنی تحلیلی–گزارشی با عناصر روایی محدود تلقی شود.


مقدمه و شیوه‌نامه روایت

در مقدمه، منطق اصلی روایت روشن می‌شود:

  • تأکید بر روایت اول‌شخص
  • وفاداری به مستندات موجود
  • پرهیز از تخیل داستانی
  • و تلاش برای پوشش تمام مقاطع زندگی حاج قاسم

در این چارچوب، نویسنده آگاهانه می‌پذیرد که روایت، ناگزیر به ایجاز و تلخیص گسترده خواهد بود. این انتخاب، پیامدهای روایی مهمی دارد که در سراسر کتاب خود را نشان می‌دهد.


گستره اطلاعات و محدودیت‌ها

کتاب با محدودیت جدی داده‌های جزئی مواجه است، به‌ویژه در مقاطع حساس و امنیتی زندگی حاج قاسم. از سوی دیگر، اصرار بر روایت اول‌شخص باعث شده که بسیاری از یافته‌های پژوهشی، گفته‌های شاهدان و روایت‌های مکمل امکان ورود مستقیم به متن را نیابند. در نتیجه، کتاب بیشتر به بازنمایی کلی رخدادها می‌پردازد تا بازسازی صحنه‌محور و عمیق آن‌ها.


هسته مرکزی روایت و انتخاب اول‌شخص

هسته مرکزی کتاب، خود روایت حاج قاسم از زندگی خویش است. این انتخاب، به روایت صمیمیت می‌بخشد، اما هم‌زمان محدودیت‌هایی نیز ایجاد می‌کند. روایت اول‌شخص:

  • امکان درون‌نگری را افزایش می‌دهد
  • اما ظرفیت روایت جزئی از رخدادهای بیرونی و جمعی را کاهش می‌دهد
  • و مانع استفاده گسترده از روایت شاهدان دیگر می‌شود

چهار فصل نخست: نقطه قوت کتاب

چهار فصل ابتدایی کتاب، تا حدود صفحه ۶۹، از برجسته‌ترین بخش‌های اثر به‌شمار می‌آید. این بخش‌ها به روایت:

  • نوجوانی حاج قاسم
  • زندگی روستایی
  • ترک زادگاه برای پرداخت بدهی پدر
  • کار، ورزش، و شکل‌گیری تدریجی هویت دینی و سیاسی

می‌پردازد. این روایت‌ها صمیمی‌تر، ملموس‌تر و دارای جزئیات زیستی بیشتری هستند، زیرا مربوط به دوره‌ای‌اند که هنوز مسئولیت‌های سنگین انقلابی و نظامی بر دوش شخصیت اصلی قرار نگرفته است. با این حال، حتی در این بخش نیز روایت در سطحی متوسط و نه عمیقاً نمایشی باقی می‌ماند.


از انقلاب تا دفاع مقدس: غلبه گزارش بر نمایش

با ورود به دوران انقلاب اسلامی و سپس دفاع مقدس، روایت به‌تدریج گزارش‌گونه و فشرده می‌شود. رخدادهایی که هرکدام ظرفیت یک کتاب مستقل دارند، گاه در چند خط یا حتی یک جمله خلاصه شده‌اند. این ایجاز شدید:

  • مانع شکل‌گیری تجربه عاطفی عمیق برای مخاطب می‌شود
  • مخاطب را از «حضور در صحنه» محروم می‌کند
  • و او را به تماشاگر گذرای وقایع بدل می‌سازد

قالب‌های طولی و عرضی زندگی‌نامه

کتاب از منظر ساختاری، ترکیبی از قالب طولی زندگی‌نامه (حرکت از تولد تا زمان معاصر) و اشارات عرضی به مقاطع مهم تاریخی است. در نگاه پیشینی، چنین شخصیتی نیازمند ثبت روزانه خاطرات یا همراهی راویان متعدد بوده که در عمل فراهم نبوده است. در نگاه پسینی، تدوین‌گر ناچار است با ماده خام محدود، روایتی کلی اما منسجم ارائه دهد؛ انتخابی که سرهنگی آگاهانه انجام داده است.


مسئله ایجاز و پیامدهای آن

ایجاز، مهم‌ترین ویژگی و در عین حال چالش اصلی کتاب است. زندگی‌نامه مستند، به‌ناچار میان تمامیت و نمایش یکی را برمی‌گزیند و کتاب «قاسم» جانب تمامیت را گرفته است. نتیجه آن است که:

  • نمایش روایی به حداقل می‌رسد
  • شخصیت کمتر در موقعیت‌های دراماتیک تجربه‌پذیر می‌شود
  • و برخی گزاره‌ها، مانند علاقه به کتاب‌خوانی، در متن روایت پشتیبانی عینی پیدا نمی‌کنند

جمع‌بندی نهایی

«قاسم؛ به روایت مرتضی سرهنگی» کتابی است که بیش از آن‌که بخواهد مخاطب را درگیر تجربه زیسته شخصیت کند، می‌کوشد تصویری کلی، مستند و جامع از زندگی یکی از مهم‌ترین چهره‌های معاصر ایران ارائه دهد. این انتخاب، آگاهانه و مبتنی بر محدودیت‌های واقعی روایت است. اثر، در چهار فصل نخست درخشان‌تر و در ادامه، هرچه به مقاطع پیچیده‌تر می‌رسد، گزارشی‌تر می‌شود. کتاب از منظر ادبی، کمتر نمایشی، اما از منظر تاریخی و مستند، اثری قابل‌اتکا و مرجع‌گونه است.

جهت دریافت نسخه کامل نقد احمد شاکری قاسمی که هست قاسمی که نیست اینجا کلیک کنید.

بدون دیدگاه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *