بود و نبود؛ معلق بین ماندن و رفتن و قرار گرفتن در آنِ مرگ و حیات، اگرچه اوج حالی است که اهل معرفت آن را می جویند، اما در بین رزمندگان عرصه های ثار و ایثار هم حالی ناب و ستودنی است.

آنان که کلام و سخن شان، نماز و ندبه هاشان، نوشته و مراقبه شان در خلوت سنگر، حکایت از ترک تن و پرواز به سوی جانان داشت و در همنشینی با بچه های تخریب، این حال شفاف تر از دیگران به چشم می آمد... .

امروز در دوران روزمرگی های سیاست زده و دور و تسلسل های به هم تنیده و دنیازده، حالِ آتش نشانان که در هر ماموریت، معلق بین بود و نبود و ماندن و رفتن قرار دارند، نشانی از آن بی نشانان است که رمزگشایی از آن، گره های بزرگی را پیش روی ما باز می کند. آتش نشانان خودخواسته پای در این راه نهاده اند و جان در وسط میدان حادثه بردند؛ مردان مردی که سمای سوختن در آتش ابراهیمی را به تجربه نشسته اند تا جان های گرفتار آمده در آتش را برهانند. و این چنین است که با هیچ بهایی جز روزی خوردن در نزد پروردگارشان قابل جبران نیست.

تصویر زیبای همدلی همگان برای کاستن از خسارت حادثه، تابلویی از آمیختن عاطفه ها را پیش رو قرار می دهد؛ از آن کارگری که با تنها وسیله امرار معاشش که دستگاه برش کارگاه کوچکش باشد تا شهروندانی که در صف های طویل مراکز انتقال خون، برای کمک به حال مصدومان حادثه از یکدیگر پیشی می گیرند و همه و همه ... نمایش زیبایی از انسجام است و بیش و پیش از این ها، دست های به دعا برخاسته بر سر سجاده های نماز که از پروردگار و همه خاصان و مقربانش بخواهند تا جان همه گرفتارآمدگان در حادثه را ایمن از هر گزندی حفظ نمایند.

سنجیده آن است از بیش فعالی در گمانه زنی های بی معنا پرهیز کنیم و زخم بر داغ خانواده های دردمند و منتظر نزنیم. فرصت برای واکاوی حادثه و بهره گیری از درس ها و عبرت های آن باقی است.

 

یادداشتی به قلم مجتبی شاکری، رییس کمیته فرهنگی شورای شهر تهران

نوشتن دیدگاه

تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید